تاریخ انتشار: چهارشنبه 1393/11/29 - 21:22
کد خبر: 158496

تحلیل مهدی محمدی از آینده احتمالی مذاکرات هسته ای؛

توافق روی جزئیات خیلی مهمتر از توافق روی کلیات/ رهبری ابتکار عمل را به تیم مذاکره کننده برگرداند/ اسرائیل هم دنبال توافق است با شرایط خاص!

توافق روی جزئیات خیلی مهمتر از توافق روی کلیات/ رهبری ابتکار عمل را به تیم مذاکره کننده برگرداند/ اسرائیل هم دنبال توافق است با شرایط خاص!

هم ایران و هم آمریکا اساسا گزینه شکست مذاکرات را برای خود تعریف نکردند. در نتیجه دو اتفاق افتاد؛ یکی اینکه دو طرف نمی‌خواستند مذاکرات شکست بخورد و دوم می‌دانستند که اگر بخواهند روی جزئیات تمرکز کنند مذاکرات قطعا شکست می‌خورد.دو طرف نیاز به توافق دارند و به‌شدت نگران شکست مذاکرات و عدم توافق هستند.

خبرنامه دانشجویان ایران: مهدی محمدی می‌گوید: «در مذاکرات استراتژیک حرف از برد-برد زدن ‌بی‌معناست و چنین چیزی امکان ندارد مخصوصا اینکه دو طرف مذاکره ایران و آمریکا با این سطح از اختلاف بنیادین تمدنی و دکترینال و استراتژیک و حتی تاکتیکی باشند بنابراین خیلی شوخی است که حرف از برد - برد در مذاکرات زده شود.»

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مهدی محمدی در گفتگو با هفته نامه مثلث موضوعاتی را مثل توافق 2 مرحله ای و بازی برد- برد را به چالش می کشد.

طرح پیشنهاد دو‌مرحله‌ای شدن توافق هسته‌ای از کجا کلید خورد و چرا مطرح شد؟

  اینکه به چه دلیل و در چه فرآیندی توافق دو‌‌طرف بر این شد که توافق‌نهایی در قالب دو توافق مجزا انجام شود؛ یکی توافق سیاسی اصول و تعیین چارچوب و دیگری توافق روی جزئیات، دلایل متنوعی داشت. اولین و مهمترین دلیل این بود که دو طرف کاملا به این جمع‌بندی رسیدند که در مذاکرات وین 6  اگر بخواهند مستقیم سراغ جزئیات بروند و درباره ظرفیت غنی‌سازی، جدول زمانی تعلیق و لغو تحریم‌ها، فردو، آب سنگین اراک، شفافیت و حساسیت‌زدایی بحث کنند، مذاکرات قطعا شکست خواهد خورد و امکان اینکه مستقیما دو طرف درباره جزئیات تفاهم کنند وجود ندارد.

دلیلش هم این است که دو طرف خطوط قرمزی را برای موضوعات روی میز قرار دادند که این خطوط‌قرمز قابل انطباق بر هم نیست و فاصله‌شان از هم زیاد است. بنابراین یک جنبه از موضوع که باعث شد توافق نهایی تبدیل شود  یک توافق سیاسی و سپس توافق روی جزئیات این بود که دو‌طرف به‌نوعی می‌خواستند از بحث درباره جزئیات فرار کنند.به این دلیل که تمرکز بر جزئیات یک نتیجه بیشتر نداشت و آن هم شکست مذاکرات بود.

دلیل دوم این بود که اگر دو طرف می‌خواستند درباره جزئیات مذاکره نکنند و مسائل اصلی روی میز مذاکره باشد و در عین حال مذاکرات را هم ادامه بدهند - یعنی مذاکرات متوقف نشود و شکست نخورد پس راجع به چه چیزی می‌خواستند مذاکره کنند؟ - اصطلاح توافق سیاسی اینجا مطرح شد. توافق سیاسی تلاشی بود برای اینکه بدون درگیر شدن در اختلافات مربوط به جزئیات مسائل روی میز دو طرف قادر باشند به مذاکرات ادامه دهند و به توافق برسند. چون دو طرف نیاز به توافق دارند و به‌شدت نگران شکست مذاکرات و عدم توافق هستند.

بنابراین هم ایران و هم آمریکا اساسا گزینه شکست مذاکرات را برای خود تعریف نکردند. در نتیجه دو اتفاق افتاد؛ یکی اینکه دو طرف نمی‌خواستند مذاکرات شکست بخورد و دوم می‌دانستند که اگر بخواهند روی جزئیات تمرکز کنند مذاکرات قطعا شکست می‌خورد.

راه‌حلی که به نظر می‌آید آمریکایی‌ها برای خروج از بن‌بست پیشنهاد کردند این بود که دو طرف بیایند به جای اینکه روی جزئیات تمرکز کنند که حتما به شکست مذاکرات منجر می‌شد متمرکز شوند ابتدا روی یک توافق سیاسی برای ‌ترسیم کلیات و چارچوب‌ها و بعد از آن بروند سراغ جزئیات.

از نظر طرف آمریکایی و ایرانی هم این روش باعث می‌شد که از شکست زودهنگام مذاکرات اجتناب کنند و راهی برای پیشبرد مذاکرات به جلو و رسیدن به یک توافق مهیا شود بدون اینکه ریسک درگیر شدن بیشتر در مذاکرات را بپذیرند. علاوه بر این دلیل دیگری که باعث شد این تکنیک در مذاکرات استفاده شود این بود که دو طرف تصور می‌کردند اگر بیایند یک توافق سیاسی را اعلام کنند آن وقت در واقع به آن چیزی که می‌خواستند رسیدند و آن، این بود که این پیام را به افکار عمومی داخلی خود بدهند که توافق حاصل شد و دیگر برای افکار عمومی چندان اهمیتی نخواهد داشت آن جزئیات باقیمانده چقدر جزئیات مهمی‌ است و مذاکرات درباره آنها تا کی قرار است ادامه پیدا کند. چون اصلا افکار عمومی مساله‌ای را که اسمش جزئیات گذاشته شده است پیگیری نمی‌کند.

بنابراین یکی دیگر از دلایلی که دو طرف به ویژه طرف ایرانی این کار را کردند این بود که می‌خواستند هر طور شده به افکار عمومی اعلام کنند یک توافقی انجام شده و بقیه فرآیند یک فرآیند کاری است که باید نامش را  مذاکرات روی جزئیات گذشت. دلیلی هم طرف آمریکایی داشت که اصل مساله است. آمریکایی‌ها متوجه شده بودند که اگر توافق روی جزئیات بخواهد به‌طور مستقیم انجام شود ایران حاضر به واگذاری امتیازهایی که مدنظر آنهاست نخواهد بود. یعنی خطوط قرمزی که برای تیم مذاکره‌کننده تعیین شده اجازه نمی‌داد این تیم به اندازه‌ای که مدنظر آمریکاست و توافق را تبدیل به یک توافق خوب برای آمریکا می‌کند، امتیاز دهد. بنابراین به عقیده من فکر کردند که چه کار کنند تا بتوانند امتیازهای بیشتری از ایران بگیرند. ‌ترفندی که طرف آمریکایی نهایتا به آن رسید این بود که ایران را وارد یک توافق سیاسی کند.

بعد که ایران وارد توافق سیاسی شد تعهد بلند‌مدتی را درباره محدودیت برنامه غنی‌سازی و بقیه جنبه‌های برنامه هسته‌ای خود بدهد. در این شرایط، دیگر امتیاز گرفتن از ایران بر‌سر جزئیات کاملا امکان‌پذیر و حتی قطعی خواهد بود چون ایران نمی‌تواند مذاکراتی را که اصول آن را پذیرفته، در جزئیاتش از امتیازدهی خودداری کند.

در واقع مذاکراتی که در اصول موفق شده نمی‌تواند در فروع‌شکست بخورد. نمی‌توان یک بار به مردم گفت توافق سیاسی کردیم، جشن پیروزی بگیریم. چند ماه بعد به مردم اعلام کرد مذاکرات بر سر جزئیات شکست خورد و ما مجبور هستیم مذاکرات را قطع کنیم. در واقع طرف آمریکایی تحلیلش این بود که اگر مذاکرات منجر شود به یک توافق سیاسی، ایران مجبور می‌شود در حوزه جزئیات امتیاز واگذار کند، به‌عبارت دیگر توافق سیاسی امتیاز‌دهی ایران را در حوزه جزئیات اجباری خواهد کرد و این تحلیل درستی هم بود یعنی اگر ما بدون نهایی کردن جزئیات وارد یک توافق سیاسی می‌شدیم بعد مجبور بودیم در مرحله بعد مذاکرات روی جزئیات به یک توافقی با طرف مقابل برسیم و دیگر نمی‌توانستیم بگوییم در جزئیات شکست خوردیم، بنابراین مجبور می‌شدیم امتیازهای بیشتری واگذار کنیم.

به این سه دلیل اساسا تفکیک توافق نهایی به توافق سیاسی و توافق روی جزئیات در مذاکرات وین 6 رخ داد. اینکه رهبر انقلاب گفتند: «توافق درباره کلیات و جزئیات در یک مرحله انجام شود» چند دلیل داشت، اساسا اختلاف‌‌نظرهایی که ما با طرف مقابل داریم سر همان جزئیات است. یعنی در واقع کلمه جزئیات نباید ما را فریب دهد، جزئیاتی که از آن صحبت می‌شود در واقع اساسی‌ترین موضوعات مورد اختلاف بین ایران و گروه 1+5 است و اگر قرار باشد از نظر ایران یک توافق خوب شکل بگیرد دقیقا اینجاست که معلوم می‌شود این توافق خوبی است یا خیر. بنابراین اولین نکته‌ای که باید در نظر داشت این که اساسا برخلاف آنچه به نظر می‌آید، توافق روی جزئیات خیلی مهمتر از توافق روی کلیات است، حال آنکه آمریکایی‌ها می‌خواستند دقیقا این مساله را برعکس کنند. یعنی بگویند آنچه اهمیت دارد توافق روی اصول و توافق روی کلیات است و جزئیات خیلی مهم نیست. در حالیکه واقعیت کاملا برعکس است و اگر ما می‌خواستیم طبق منطق آمریکایی‌ها به این موضوع نگاه کنیم ایران دچار خسارات خیلی جدی و قابل توجهی می‌شد و اصلی‌ترین موضوعاتی که خطوط قرمز مذاکراتی ما هم آنجا قرار دارد ذبح می‌شد.

نکته دوم آنکه کاملا برای کشور روشن بود اگر توافق سیاسی شود دیگر نمی‌توان از توافق بر جزئیات خودداری کرد و مسیر توافق بر سر جزئیات در حالی که یک توافق سیاسی انجام شده تبدیل به یک دالان یک‌طرفه و مسیر اجباری می‌شد که ایران مجبور بود به هر شکل ممکن توافق روی جزئیات را انجام دهد. ایران نمی‌خواهد خود را وارد یک فرآیند اجباری در مذاکرات کند. این کار کاملا ‌بی‌معنی است که ما اختیار خودمان را برای ترک و به نتیجه نرسیدن مذاکرات از دست بدهیم و وارد فرآیندی شویم که انتهای آن حتما باید توافقی ولو یک توافق بد باشد. در واقع حضرت آقا این فرآیند اجباری را -که به عقیده من یک دام بود- جمع کردند و اختیار و ابتکار عمل را به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای برگرداندند.

دلیل سوم آنکه ‌تردیدی نیست اگر مذاکره درباره توافق سیاسی بدون توافق بر سر جزئیات به نتیجه می‌رسید. آمریکایی‌ها انگیزه خودشان برای توافق سر جزئیات را از دست می‌دادند یعنی اگر ما توافق سیاسی می‌کردیم و بعد می‌خواستیم درباره جزئیات مذاکره کنیم به ویژه درباره لغو تحریم‌ها امتیاز گرفتن از آمریکا بسیار دشوار یا عملا غیر‌ممکن می‌شد، چون آمریکایی‌ها چیزی را که از ایران در مذاکرات هسته‌ای می‌خواستند در همان توافق سیاسی دریافت می‌کردند و دیگر انگیزه‌ای برای امتیازدهی به ایران نداشتند بنابراین این نکته خیلی مهم بود. اگر توافق سیاسی انجام می‌شد به نظر من توافق روی جزئیات خصوصا در زمینه تحریم‌ها هرگز انجام نمی‌شد و اگر قرار باشد توافقی روی جزئیات انجام شود فقط در یک زمان ممکن است و آن همراه با کلیات است. اگر کلیات از جزئیات تفکیک شود در واقع توافق بر جزئیات تبدیل به یک مسیر بسیار دشوار، طولانی و پیچیده می‌شد چون آمریکایی‌ها انگیزه‌ای برای توافق کردن با ایران نداشتند، حال آنکه ما امتیازهای اساسی را در یک توافق سیاسی واگذار کرده بودیم و آنجا که قرار بود امتیاز دریافت کنیم هیچ امتیازی نمی‌توانستیم لااقل در میان‌مدت بگیریم، خصوصا اینکه آمریکایی‌ها توافق درباره جدول زمانی لغو تحریم را به مذاکره روی جزئیات موکول کردند. در واقع آمریکایی‌ها نقشه‌‌شان این بود که امتیازهایی که می‌خواهند به ایران واگذار کنند به مذاکره درباره جزئیات موکول کنند و آنجا هم امتیازی به ایران ندهند. حضرت آقا این طراحی را بر‌هم ریختند و الان اگر آمریکایی‌ها خواهان توافق هستند همان موقع که درباره کلیات بحث می‌کنند امتیازهایی که می‌خواهند به ایران مخصوصا در زمینه لغو تحریم‌ها بدهند باید تکلیف این امتیازها را روشن کنند، چون مذاکرات دیگری وجود نخواهد داشت که آمریکا بخواهد امتیازدهی را موکول به آن دوره از گفت‌وگوها کند.

چرا ایران و آمریکا هیچ کدام پیش‌فرضی تحت عنوان شکست مذاکرات برای خود تعریف نکردند؟

درباره آمریکایی‌ها مهمترین دلیل این است که آنها در شرایط عدم توافق گزینه دیگری ندارند چون آنها در این وضعیت یا باید وارد درگیری نظامی بشوند که چنین چیزی باتوجه به شرایط منطقه کاملا احمقانه است، حتی اسرائیلی‌ها هم  این را می‌‌دانند. یا اینکه تحریم‌ها را تشدید کنند که این کار را می‌توانند انجام دهند ولی تشدید تحریم‌ها بیش از این باتوجه به نیاز روزافزونی که به انرژی است و مشکلات فزاینده‌ای که غرب بر سر اوکراین با روسیه پیدا کرده حتما منجر به از هم پاشیدن ائتلاف بین‌المللی و ایجاد یک شکاف بزرگ در رژیم تحریم‌ها می‌شود و نهایتا منجر خواهد شد تحریم‌ها ضیعف‌تر از آن شود که الان است بنابراین باتوجه به شرایط فعلی بین‌الملل تشدید تحریم‌ها قطعا هیچ کمکی به افزایش فشار بر ایران نمی‌کند.

در مجموع اگر مذاکرات شکست بخورد و آمریکایی‌ها از مذاکرات خارج شوند قطعا وعده‌هایی را که درباره افزایش فشار بر ایران دادند باید اجرا کنند که نمی‌توانند این کار را انجام دهند.

دلیل دوم این است که آمریکا اساسا به مذاکرات هسته‌ای با ایران به‌عنوان مقدمه‌ای برای مذاکرات مهم‌تر درباره وضعیت منطقه نگاه می‌کند. اساسا تهدید ناشی از برنامه هسته‌ای ایران برای آمریکایی‌ها بیشتر یک تهدید ژئوپلتیکی است تا یک تهدید عدم‌اشاعه سلاح‌های کشتار‌جمعی. یعنی آمریکایی‌ها بیشتر از تبعات منطقه‌ای تبدیل شدن ایران به قدرت هسته‌ای می‌ترسند تا اینکه بترسند از اینکه ما در برنامه هسته‌ای می‌خواهیم سلاح هسته‌ای تولید کنیم که چنین اتفاقی هم اصلا نمی‌خواهد بیفتد.

مذاکرات هسته ای-ظریف و کری

اگر مذاکرات شکست بخورد کل این فرآیند مسدود می‌شود و دیگر آمریکایی‌ها درباره موضوعات منطقه‌ای نمی‌توانند وارد مذاکره شوند یعنی دیگر نمی‌توانند وارد هیچ گفت‌وگویی با ایران شوند چه برسد به اینکه بخواهند وارد همکاری با ایران شوند و این برای آمریکایی‌ها فوق‌العاده نگران‌کننده است که روند همکاری نصف و نیمه‌ای که بین ایران و آنها شکل گرفته تبدیل به یک روند تخاصمی ‌شود.

دلیل سوم این است که اگر دولت اوباما توافق هسته‌ای با ایران را انجام ندهد در حوزه سیاست خارجی یک دولت شکست‌خورده محسوب می‌شود، یعنی این دولت هیچ دستاوردی نخواهد داشت و همه حرف‌های منتقدان جمهوریخواه اوباما مبنی بر اینکه اساسا راهبرد سیاست خارجی و امنیت ملی اوباما غلط بوده  درست از آب در‌می‌آید. نتیجه آینده سیاسی حزب دموکرات در آینده که کمتر از دو سال تا آن انتخابات باقیمانده به‌شدت به خطر می‌افتد.

دموکرات‌ها به یک برد بزرگ در سیاست خارجی خود نیاز دارند بنابراین آمریکایی‌ها نیاز به توافق هسته‌ای با ایران دارند. دلیل آخر هم اینکه اگر مذاکرات درباره توافق جامع شکست بخورد توافق ژنو نیز منتفی خواهد بود. یعنی این طور نیست که فقط توافق جامع منتفی شود. اگر مذاکرات به‌طور کامل قطع شود شرایط به وضعیت ماقبل توافق ژنو بر‌می‌گردد، در حالیکه آمریکایی‌ها توافق ژنو را بسیار توافق مهمی‌ می‌دانند و معتقدند توافق ژنو بخش‌های امنیتی برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کرده و بخش‌های کلیدی برنامه هسته‌ای ایران را مخصوصا درباره غنی‌سازی 20 درصد به عقب برگردانده است، بنابراین نمی‌خواهند از توافق ژنو با ایران خارج شوند.

قطعا نفع آمریکا در این است که توافق ژنو ادامه پیدا کند چون براساس این توافق تغییری در تحریم‌ها رخ نمی‌دهد ولی شکست کامل مذاکرات باعث می‌شود آمریکایی‌ها سرمایه‌ای به نام توافق ژنو را نیز به‌طور کامل از دست بدهند، در نتیجه برنامه هسته‌ای ایران به وضعیت ماقبل توافق برگردد. به همین دلایل تمدید مذاکرات رخ می‌دهد چون هیچ‌کدام از طرف‌ها به ویژه آمریکایی‌ها نفعی از ترک مذاکرات ندارند. درباره چرایی اینکه طرف ایرانی هم گزینه شکست مذاکرات را برای خود تعریف نکرده است باید گفت، سرنوشت سیاسی و آینده سیاسی دولت آقای روحانی به توافق هسته‌ای گره خورده است. این اتفاقی نیست که منتقدان آقای روحانی ایجاد کرده باشند بلکه خود دولت این حالت را به وجود آورده و همه امور کشور و سرنوشت خود را به توافق هسته‌ای گره زده است، بنابراین چاره‌ای جز تداوم مذاکرات ندارد.

شما گفتید اگر دو‌طرف وارد جزئیات شوند مذاکرات شکست می‌خورد و شرایط به ماقبل توافق ژنو بر‌می‌گردد، پس از چه جهت آقای جان کری و آقای ظریف هفته پیش گفتند که زمان مذاکرات دیگر تمدید نمی‌شود؟

 به نظر من نباید این حرف‌ها را جدی گرفت. البته دو برداشت می‌توان داشت؛ یکی اینکه دو طرف بخواهند تا 4 فروردین هم درباره کلیات و هم درباره جزئیات توافق کنند. اگر این اتفاق بیفتد دیگر دلیلی برای تمدید مذاکرات وجود نخواهد داشت. به نظر من این اتفاق امکان‌پذیر است چون اگر آمریکایی‌ها واقعا دنبال این هستند که اول تابستان جزئیات را با ایران توافق کنند اول بهار هم می‌توانند این کار را انجام دهند. یک سال‌و‌نیم است که دو طرف در حال مذاکره هستند این طور نیست که بگویند ما هنوز بحث‌هایی داریم که انجام ندادیم، بنابراین یک معنای این حرف که تمدیدی رخ نخواهد داد همین است که البته احتمالش هم ضعیف است. به عبارت دیگر اینکه دو طرف بتوانند چهار فروردین هم روی کلیات و جزئیات توافق کنند احتمالش ضیعف است. حالت دوم این است که در وین 6 هم اول این حرف‌ها را می‌زدند و می‌گفتند هیچ تمدیدی در کار نیست اما دقیقه نود مذاکرات وقتی دیدند رسیدن به توافق امکان‌پذیر نیست با تمدید زمان مذاکرات موافقت کردند، به نظر من این اتفاق دوباره هم خواهد افتاد یعنی مجددا طرفین خواهند دید که قادر به توافق قطعی نیستند، بنابراین تصمیم به تمدید زمان مذاکرات می‌گیرند، البته این را هم بگویم این بار فضای مذاکرات به آسانی گذشته نخواهد بود.

وقتی در سوم آذر به مدت هفت ماه دیگر زمان مذاکرات تمدید شد تا هفت تیر‌‌ماه 94 فرصت برای مذاکرات باقی است پس دو طرف نزدیک 5/4 ماه زمان دارند که روی جزئیات بحث کنند؟

خیر، جان کری گفته اگر تا 11 فروردین یعنی تا انتهای ماه مارس توافق سیاسی رخ ندهد اصلا وارد بحث درباره جزئیات نخواهیم شد و مذاکرات دیگر بعد از 11 فروردین تمدید نمی‌شود.

شما که می‌گویید این جدی نیست؟

من این حرف را به هیچ وجه جدی نمی‌گیرم. در همان ماه ژوئن یا اوایل تیرماه هم اگر مذاکرات به توافق جامع نرسد باز‌زمان مذاکرات تمدید می‌شود

این تمدید مذاکرات نفعی هم دارد؟

برای ایران به‌شدت مضر است، یعنی باعث می‌شود همچنان برنامه هسته‌ای خودمان را متوقف نگه داریم و امور کشور معطل موضوع هسته‌ای بماند و تحریم‌ها نیز ادامه پیدا کند. شاید یکی از معانی حرف‌های رهبری این بود که اگر این شرایط بخواهد ادامه پیدا کند ما نیز با تمدید پی در پی مذاکرات موافقت نمی‌کنیم و مایل هستیم راه‌های دیگر را دنبال کنیم. ما راه‌های دیگری را هم اتفاقا داریم. ما می‌توانیم از درون این مذاکرات به هیچ نتیجه‌ای نرسیم و کشور اداره شود. البته دولت آمادگی این اتفاق را ندارد.

از نظر ایران و آمریکا توافق بد به چه معناست؟

از نظر ایران دو نوع توافق خوب می‌توانیم داشته باشیم؛ یکی حداکثری و دیگری حداقلی.

تعریف توافق خوب از نظر ایران این است که زیرساخت غنی‌سازی صنعتی مطابق معاهده ان‌پی‌تی برای ما به رسمیت شناخته شود و بتوانیم آن را اعمال کنیم ضمن آنکه در عین حال زیرساخت تحریم‌ها به‌طور یکپارچه و یکجا برچیده شود. البته این یک اتفاق مطلق نیست یعنی می‌تواند به جای اینکه الان محقق شود در آینده نزدیک امکان غنی‌سازی صنعتی برای ایران به وجود آید یا لغو تحریم‌ها می‌تواند تحت شرایط خاصی اعمال شود، اما واقعیت آن است که برای ایران دو شرط یادشده در مسیر رسیدن به یک توافق جامع هسته‌ای غیرقابل گذشت محسوب می‌شود.

از نظر آمریکا توافق خوب هسته‌ای با ایران دقیقا برعکس این اتفاق است یعنی زیرساخت غنی‌سازی صنعتی را برای یک مدت طولانی منهدم می‌کند و ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم در ایران را به ظرفیت بسیار محدود تبدیل می‌کند، در عین حال رژیم تحریم‌ها در بلند‌مدت حفظ می‌شود. بنابراین واقعیت این است که دو طرف تعریفی از توافق هسته‌ای دارند که این دو تعریف بر هم منطبق نیست و خیلی از هم فاصله دارد. به عبارت دیگر آنچه یک طرف توافق خوب می‌داند طرف دیگر آن را برای خود توافق بد تلقی می‌کند بنابراین یک گپ جدی بین دو طرف وجود دارد. البته الان ایران و آمریکا  به یک فرمولی رسیدند و فکر می‌کنند یک فرمول متوازن است ولی من معتقدم آنچه دو طرف در آستانه یک توافق درباره آن بودند برای ما قطعا یک توافق بد بود. گرچه آقایان می‌خواستند در داخل بگویند خوب است ولی به‌راحتی می‌شد ثابت کرد که این توافق با توافق خوب از نظر ما فاصله دارد.

با‌توجه به این تفاسیر، شما چشم‌انداز مذاکرات را برای رسیدن به یک توافق برد-برد چگونه می‌بینید؟

مذاکرات هسته‌ای استراتژیک است. معتقدم در مذاکرات استراتژیک حرف از برد-برد زدن ‌بی‌معناست و چنین چیزی امکان ندارد مخصوصا اینکه دو طرف مذاکره ایران و آمریکا با این سطح از اختلاف بنیادین تمدنی و دکترینال و استراتژیک و حتی تاکتیکی باشند بنابراین خیلی شوخی است که حرف از برد - برد در مذاکرات زده شود، چون در مذاکرات استراتژیک برد یک طرف به معنای باخت طرف دیگر است و هیچ فرمول متوازنی هم اساسا وجود ندارد.

 مذاکرات هسته‌ای یک چانه‌زنی تجاری یا بازاری نیست که هر کدام از دو طرف بتوانند یک مقداری از موضع خود کوتاه بیایند و به یک فرمول برد- برد برسند اما اینکه چه خواهد شد، معتقدم مذاکرات دچار یک بحران می‌شود و احتمال دارد که کنگره تحریم‌هایی را علیه ایران تصویب کند، اگرچه رئیس‌جمهور آمریکا این تحریم‌ها را وتو خواهد کرد. دو طرف اگر نتوانند توافق سیاسی کنند توافق درباره جزئیات را هم نمی‌توانند انجام دهند و توافق همزمان روی جزئیات و کلیات نیز به زودی میسر نخواهد بود، بنابراین واقع‌بینانه‌ترین سناریو این است که شرایط فعلی تمدید خواهد شد تا دو طرف ببینند چه زمانی در یکی از این تمدیدهای پی در پی می‌توانند به فرمولی درباره یک توافق جامع برسند.

فکر می‌کنید اوباما حاضر شود برای اینکه یک میراث سیاسی از خود به جای بگذارد درباره مذاکرات هسته‌ای با ایران یک تصمیم راهبردی بزرگ بگیرد؟

من چنین شرایطی را در آمریکا نمی‌بینم. هم اوباما نیاتش بدتر از این است که در ظاهر به نظر می‌رسد چون اساسا کسی نیست که برخی در داخل تصور می‌کنند؛ یعنی او به‌دنبال توافق هسته‌ای با ایران به هر قیمت نیست. دلیل دوم اینکه اساسا شرایط سیاسی اوباما به او چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد یعنی شرایط سیاسی حزب دموکرات ایجاب کند که اوباما به‌گونه‌ای عمل کند که بتواند آینده سیاسی حزبش را تأمین کند.

اینجا یک نکته‌ای را باید یاد آور شد، مردم در آمریکا از تشدید وضعیت به هیچ‌وجه استقبال نمی‌کنند، راهبرد سیاست خارجی اوباما درباره سوریه و داعش همین بود، همیشه راهبرد آمریکا در 2-3 سال اخیر مبتنی ‌بر عدم مداخله و پایان دادن به جنگ‌ها و درگیری‌هایی بود که در قاره‌های مختلف به راه انداخته بود و به همین دلیل دولت اوباما متهم به ضعف است چون راهبرد مدیریت از راه دور و عدم‌مداخله‌ای که اوباما در نظر گرفته و در راهبرد امنیت ملی 2015 خودش هم نوشته نشان دهنده این است که دولت اوباما در دورانی از ضعف است، فرقی هم نمی‌کند چه رئیس‌جمهور دموکرات سرکار باشد و چه رئیس‌جمهور جمهوریخواه و این ضعف سرجای خودش است.

بنابراین تصور می‌کنم مردم آمریکا به‌شدت نسبت به شکست کامل مذاکرات و ورود به یک تنش جدی هیچ استقبالی نمی‌کنند و هر حزبی در آمریکا بخواهد یک چنین شرایط تنش‌زایی را ایجاد کند شانس رای‌آوری خودش را از دست می‌دهد. مردم آمریکا به جای اینکه وارد بحران‌های بیشتر شوند دنبال آن هستند که بحران‌های گذشته حل‌‌وفصل شود و دولت آمریکا انرژی و سرمایه بیشتری را داخل کشور خود صرف کند. من معتقدم اگر کشور ایستادگی کند مذاکره‌کنندگان ما قدرت ملی و منطقه‌ای ایران را باور داشته باشند، به مردم اعتماد کنند، منتقدین خود را خیرخواه در نظر بگیرند، واقعا به آمریکا با چشم دشمن نگاه کنند و شرایطی ایجاد کنند که دشمن متوجه شود که بدون مذاکرات هم ما قادر به اداره کشور هستیم و بعضی از پیشنهادهای سخاوتمندانه‌ای که الان روی میز گذاشتند از روی میز بردارند، امکان اینکه آمریکا نهایتا یک جایی تسلیم شود وجود دارد. تجربه نشان می‌دهد که آمریکا را می‌شود مجبور به امتیازدهی کرد اما نه با راهبردی که الان دولت آقای روحانی در پیش گرفته، چون با این راهبرد تنها نتیجه‌ای که در انتظار ماست امتیازخواهی بیشتر و امتیازدهی کمتر از جانب آمریکا خواهد بود.

اروپایی‌ها چه نقشی می‌توانند ایفا کنند که این توافق جامع میان ایران و 1+5 زودتر به سرانجام برسد؟

 نقش‌ آنها قطعا مهم است اما تعیین‌کننده نیست. یعنی اگر امکان توافقی وجود داشته باشد که آمریکا موافق و بقیه مخالف آن باشند این توافق می‌تواند رخ دهد اما در حالتی که بقیه موافق و آمریکا مخالف باشد حصول توافق شدنی نیست حتی اگر هم بشود ارزش چندانی ندارد چون ابزار تحریم در اختیار آمریکاست بنابراین طرف تعیین‌کننده در رسیدن به توافق جامع هسته‌ای آمریکاست.

اما اروپایی‌ها برای توافق با ایران خیلی راغب نشان می‌دهند؟

اروپایی‌ها علاقه‌مندترند چون منفعت اقتصادی و تجاری حصول توافق با ایران بیش از آنکه به آمریکا برسد متوجه اروپا می‌شود. آمریکایی‌ها به صراحت گفتند تحریم‌های سرزمینی آمریکا که اتباع و شرکت‌های این کشور را از معامله اقتصادی با ایران منع می‌کند حتی در صورت توافق نهایی برچیده نخواهد شد. در واقع توافق نهایی تحریم‌های مربوط به شرکت‌ها و اتباع غیر‌آمریکایی را برای تجارت با ایران بر‌می‌دارد. ضمن آنکه اروپایی‌ها از بروز شرایط تنش استقبال نمی‌کنند چون قدرت ملی‌شان کمتر از آمریکاست.

البته درون اتحادیه اروپا نیز اختلاف‌نظرهایی وجود دارد؛ انگلیس و آلمان به توافق با ایران بسیار راغب هستند اما فرانسوی‌ها به دلیل ارتباطات گسترده‌ای که با اسرائیل دارند انگیزه‌شان برای توافق با ایران کمتر است. در مجموع فکر نمی‌کنم در مسیر مذاکرات هسته‌ای تعیین کننده باشند.

نتانیاهو گفته که سعی می‌کند جلوی هر نوع توافق هسته‌ای با ایران را بگیرد، آیا می‌تواند موفق شود؟

این هم از آن حرف‌هایی است که من جدی نمی‌گیرم. این غلط محض است که کسی تصور کند اسرائیل واقعا مخالف توافق هسته‌ای با ایران است، چون اگر توافق نشود اسرائیل باید تهدیدات خود را علیه ایران عملی کند. آیا قدرت عملی کردن تهدیدات خود را دارد؟ خیر، ندارد. بنابراین اسرائیل دنبال توافق است اما هدف اسرائیل از کاری که می‌کند این است که اوباما را وادار کند امتیازهای کمتری به ایران بدهد و امتیازهای بیشتری بخواهد. تحلیل اسرائیلی‌ها این است که ایران در نهایت چاره‌ای جز توافق ندارد. اگر آمریکا به اندازه کافی فشار به ایران وارد کند می‌تواند ایران را به پذیرش یک توافق خوب از نظر اسرائیل وادار کند اما اوباما معتقد است فشار از یک حدی بیشتر باعث لجاجت در ایران می‌شود و ممکن است کل مذاکرات را به خطر بیندازد.

 

نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
ناشناس
1393/11/30 - 11:50

توافقی که در واقع توافق روی هیچ چیز مشخص و بخصوصی نیست. فقط اسمش توافق است. آنها تحریم ها و ازدیاد آنها را ادامه دهند و ما تقریبا تمام موسسات هسته ای و تحقیقات راجع به آنرا تعطیل نگه داریم. چه توافق جالبی!
معرفی کسب و کارها
محل جانبازی رهبر معظم انقلاب، امروز میزبان مصحف‌های مقاومت شد
۱۰ هزار دانشجو راهی حج عمره می‌شوند
خونخواهی یک مکتب و سبک برخورد با طاغوتی‌ست که می‌خواهد شیعه را از میان بردارد
ایران، روسیه و چین: قطعنامه غرب فاقد مبنای حقوقی است
سهم ایران از خزر به زیر ۴ درصد کاهش می‌یابد؟
راهنمای جامع خرید و بهینه‌سازی استیرر آزمایشگاهی؛ از مکانیسم‌های مغناطیسی تا حل چالش‌های حرارتی آزمایشگاه
بهترین کفپوش برای بخش‌های مختلف خانه؛ پارکت لمینت یا SPC؟
صفر تا صد واردات کالا؛ راهنمای کامل واردات از خرید تا ترخیص
پودر شب‌تاب در رزین؛ آموزش ترکیب و اجرای صحیح
راهنمای آشنایی با فارکس برای دانشجویان و معامله‌گران تازه‌کار
آیا فرش مواد حساسیت زا را در خود نگه می دارد؟
راز تنهایی مومنان در دنیا و آخرت و نکات کاربردی
سلامت اجتماعی دانش‌آموزان؛ زیربنای توسعه پایدار جامعه
اعلام جزئیات آزمون عملی رشته علوم ورزشی کنکور
مقابل چین نبرد واقعی داشتیم
هیچ پروازی به‌دلیل تحریم‌ها لغو نشده است
۵ علامت زنانه که خبر از یک مشکل جدی می دهد
«لیگ بازی‌های خانوادگی» در باغ کتاب تهران آغاز شد
هورمون درمانی خطر زوال عقل را در زنان کاهش می دهد
بیانیه وزارت خارجه ایران در محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان
۱۰ هزار دانشجو راهی عمره می‌شوند
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top